هدیه های آسمانی

میوه های زندگی مامان و بابا

چشم نخوري ايشالا

عسلکم مهیار جون 10 ماهگیت مبارک

سلام سلام 100 تا سلام ... هزار و سیصد تا سلام به گل گلام ... مهیار ما 10 ماهه شده ... ما همش فکر می کردیم رکورد مامان مریم رو تو راه رفتن می زنه ولی نزد ... دیگه مامان مریم اولین رکورد رو داره  تو خانواده ... الکی نیست که    ... خلاصه اینکه مهیار ما هنوز راه نمی ره و ما همچنان منتظریم  این روزها یه سرمای بدی خورده که نگو و نپرس ... ایشالا زودی خوب می شه گل پسری          راستی دوقلوهای دایی علی اومده بودن پیش ما ... هلما جون و هلسا جون ... آخی اینقدر نازن که نگو ...   اینم اولین عکس از تب و مریضی مهیار جون ... ایشالا هیچ بچه ای مریض ...
16 مهر 1397

باز آمد بوی ماه مدرسه

سلام به مهتای نازم ... اولین گل زندگی من ... امسال ماشالا می ری کلاس دوم ... ایشالا که همیشه شاد و موفق باشی عشق مامان ... چقدر روزها داره زود می گذره ... علیرغم اینکه بچه داری سخته ولی شیرینم هست .. خدایا شکرت ...     برات یه سری عدد درست کردم تا آموزش ریاضی برات راحت تر بشه گلم ...     ایشالا هم مهتای من و هم همه بچه ها موفق باشن و آینده روشنی داشته باشن ... راستی همش مهیار خان آبجی رو می بره ومی یاره بس که غیرتیه بچم  ...
1 مهر 1397

هورا مهیار جونی 9 ماهه شد

عزیزم 9 ماهگیت مبارک ... ایشالا 100 ساله بشی پسر قند عسلی من ...             پسرکم الان 8 تا دندون داره ... بگین ماشالا ... چشم نخوری ایشالا ... باز هم خوابهای ناز تو که من از دیدنت سیر نمی شم عشقم ..   و باز هم شیطنت ...   اینجا هم داری تاب می خوری آخه تو کی اینقدر بزرگ شدی عشقم ؟؟؟؟   آخه ببین چه آقا نشستی تو صندلی ماشینت ... بخورمت من ؟     ...
16 شهريور 1397

مهیار جون 8 ماهگیت مبارک قند عسل

سلام به میوه های زندگیم . خوبین عسلای من ... مهیار جونی ماشالا 8 ماهه شده و الان 4 تا دندون داره ... تا تکون بخوری تو آشپزخونست ... ماشالا خیلی تیز و زرنگه ... و در عین حال شیطون بلا .... مامان برات یه کیک درست کرد تا 8 ماهگیت رو جشن بگیریم عزیزم ...       ایشالا همیشه شاد و موفق باشی قند عسلم ... و اما چند تا عکس از شیطونیات و ورزش کردنت و خوابهای نازت می ذارم ...           خوش تیپ کی بودی آخه شما ؟                 ...
16 مرداد 1397

مهیار جونی هفت ماهگیت مبارک پسر گلم

سلام به گلای مامان ... دردونه های مامان . نازگلک مامان مهتا جون و قند عسل مامان مهیار جون  مهیار جون ما هفت ماهه شده هورا ....  عزیز دل مامان 7 ماهگیت مبارک عشقم ... الان دیگه کلی بزرگ شدی ... راستی مروارید سوم هم دراومد ولی کلی اذیت شدی  دیگه بزرگ شدن دردسر هم داره دیگه مگه نه گوگولی مگولی من  الان مهیار جون خوب می شینه ... چهار دست و پا می ره ... کلی صدا درمیاره برامون و حسابی شیرین کاری می کنه ... گاهی یه جا رو می گیره و سعی می کنه وایسه ... شاید می خواد رکورد مامانش رو بزنه ... راه رفتن در 10 ماهگی  اینم دسری که با آبجی جون برات درست کردیم نازنازی من    مامان قربون اون دند...
31 تير 1397

اولین سفر خاطره انگیز مهیار جون به شمال

سلام به گلای باغ زندگیم مهتا جون و مهیار جون  خوبین عزیزای دل مامان ... مامان قربونتون بره الهی .... 19 خرداد دوقلوهای دایی علی به دنیا اومدن .... تولدتون مبارک عسلای عمه ... هلما جونی و هلسا جونی ... عمه قربون بره  ولی چون یکم کوچولو موچولو بودن و زود به دنیا اومده بودن ما هم صبر کردیم یکم جون بگیرن و بعد رفتیم برای دیدن گلامون  خوب جونم براتون بگه که برادرزاده خیلی شیرینه آخه می گن خون می کشه آدم رو سمتشون ...  برای من که خیلی شیرینن اول هیوا جون و بعدم این دو تا فسقلی .... مهتا جون من هم ایشالا عمه می شه در آینده .... مهتا جون عمه مهربونی برای بچه های داداشی باشیا باشه گلم ....  سعی کن برادرزا...
4 تير 1397

مهیار خان ما 6 ماهگی مبارک

سلام به گلای باغ زندگیم ... خوبین خوشین ... مهیار خان ما 6 ماهه شده همه بگین ماشالا چشم نخوره ایشالا .... الان دیگه کلی پیشرفت کرده پسرم .... دندون درآورده ... غذای کمکی می خوره ... چهار دست و پا رو داره تلاش می کنه که بره ... و با کمک ما می شینه ... ماشالا به گل پسری  مامان براش یه دسر خوشگل درست کرده که 6 ماهگیش رو جشن بگیریم ....             و اما سخت ترین بخش ماجرا واکسن 6 ماهگی .. خیلی سخت و طاقت فرسا بود ... دو روز تب داشتی و خیلی اذیت شدی ... وزن کم کردی ... خلاصه خیلی سخت بود ... ایشالا همیشه سالم و سرحال باشی عشقم ... وزنت شده 8 ...
28 خرداد 1397

اولین و دومین مروارید مهیار جونی

هورا هورا مهیار ما 2 تا مروارید خوشگل داره ....  روز 2 خردادبود که دیدم سفیدی دندونت زده بیرون ... برای اینکه مطمئن شیم بهت با لیوان آب دادیم ... دیدیم بعله پسر گلمون دندون دار شده ... مامانی جون هم سریع برات آش دندونی پخت گلم ... ایشالا که پرروزی  باشه قند عسل مامان .... فرداییش دیدم اااا دندون دوم هم دراومد .. مبارکت باشه گل پسر نازنازی ....         ولی خیلی اذیت شدی ... همش گریه و ناراحتی ... بالاخره سخته دیگه داری پله های ترقی رو طی می کنی خوب  عزیز دلم ....  اینجا هم خسته شدی و لالا کردی ...   تو وسایلی هم که بابت دندونی گذاشتیم طلا ر...
5 خرداد 1397

فارغ التحصیلی مهتا گلی ناز

سلام به دخمل باسوادم ... ماشالا دیگه خیلی بزرگ و فهمیده شدی ... کلاس اول تموم شد و الان مهتای ناز من می تونه بخونه و بنویسه ... ایشالا همیشه موفق باشه عشق مامان ....   اینم کارنامت که خانم اسعدی گفت اگه گزینه عالی بود مهتا عالی می شد ..دیگه آخرش بسیار خوب بود ... و اونجا بود که خستگی یک ساله از تنم در رفت ... خوب آخه امسال برامون سال سختی بود ... نوزاد سرما  برو و بیای مدرسه ... چون همش با داداشی می بردمت و می آوردمت عزیزم    بعد از اون هم برای من و مهیار اسممون رو دوختی ...   و اینم یه نقاشی زیبا ... آفرین به تو هنرمند ...   ایشالا روز به روز پیشرفتت رو ببینی...
31 ارديبهشت 1397