مهتا جونمهتا جون، تا این لحظه 7 سال و 10 ماه و 1 روز سن دارد
مهیار جونمهیار جون، تا این لحظه 1 سال و 2 ماه و 16 روز سن دارد

هدیه های آسمانی

6 ماهگيت مبارك عسل و مرباي مامان

  سلام به خوشگل خانوم مامان ... عزيزم فردا 6 ماهه مي شي ولي چون فردا جمعه بود امروز واكسن زدي ... الهي مامان فدات بشه ديگه تا 1 سالگي راحت شدي ... اين خانوم دكتر همش بهت واكسن مي زنه اي بابا ... قدت شده 70 سانتي متر و وزنتم 9 كيلو عزيزم داري كم كم به مامان مي رسيا فداي اون قد و بالات بشه مامان .... اينجا هم يه خواب راحت رفتي بعد واكسن ... خواباي خوش ببيني توپولم         ...
28 مهر 1390

اولين تولدي كه مهتا جون رفت

سلام عزيزم ديروز رفتيم تولد امير جون پسر دوست بابا كلي هم خوش گذشت ... همه چيزو با تعجب نگاه مي كردي ببين آخرشم خسته شدي و خوابيدي       اين آقا پسرم اميره كه تولدش بود اين دختر خانوم خوشكلم هانا جونه ...       اينم اون ماشين خوشگله اميره كه مامان مي خواد برات بخره تا باهاش قام قام كني  عسل مامان      شب قبلشم رفته بوديم پيش دوستاي بابا تو كرج ... اونا بردنت بيرون و برات اين لباساي نازو كه تو تولد پوشيدي خريدن   با يه پوتين بامزه ... واقعا دست عموها درد نكنه اين موزيك ساز با عروسك رقاص بامزه رو هم اونا برات خريدن مامان جون     ...
23 مهر 1390

اولين سوپ براي مهتا گلي

       امروز براي اولين بار مامان برات سوپ درست كرد خوشگل من ... هنوز خوابيدي و نخوردي .... اميدوارم خوب بخوري و حسابي تپل مپل بشي عزيز دلم   نوش جونت .... اينجا هم داري با دست سخنراني مي كني ...   اينجا حاضر شدي كه بري ديدن مامان جوني چون از مشهد اومده عزيزم ...       اينا رو هم خودم دوست دارم برات مي ذارم ...             اين لباس خوشگلو مامان جوني و بابا جوني از مشهد برات آوردن ... اين كش موي بامزه رو هم زن دايي زهرا برات آورده           اينم مهتا در لباس جديد   ...
21 مهر 1390

روز دختر مبارك عزيزم

    سلام به مهتاي من  امروز روز دختره و مامان و بابا به همين مناسبت برات يه ماشين خريدن عسل خانوم ... نمي دونم دوستش داري يا نه ببين ... مامانم پشتت وايساده رانندگي مي كنه ...               به اينم مي گن خواب 180 درجه وي‍‍ژه  مهتا گلي :        اينجام دايي علي تو شكمت بادكنك گذاشته تا تو هم ني ني بياري ....             ...
7 مهر 1390

واكسن 4 ماهگي رو به سلامتي پشت سر گذاشتي عزيزم

  سلام مهتا گلي .... قربونت برم الهي خيلي اذيت شدي و تب كردي ولي بالاخره تموم شد عزيزم مامان بعد اون كلي واست عكس گرفته عسل بانو ببين         اينجا داري بيرونو نگاه مي كني . مي گي كي ميشه برم بيرون ؟؟؟       اينجا هم كلي مامان ازت عكس گرفت تا خوابت برد ...                       خوب حالا ديگه بيدار شدي و رفتي مهموني     الانم از مهموني برگشتي ...     و مامان تصميم گرفت برات يه لباس آبي كه خودش خيلي دوست داره بدوزه  ... داري با خ...
1 شهريور 1390
1