مهتا جونمهتا جون، تا این لحظه 7 سال و 10 ماه و 1 روز سن دارد
مهیار جونمهیار جون، تا این لحظه 1 سال و 2 ماه و 16 روز سن دارد

هدیه های آسمانی

سال نو مبارك

هورا اينم سال 92 مهتاي عزيزم سال نوت مبارك اين دومين عيديه كه هستي و شدي عسل زندگي ما ايشالا امسال سال خوب و پرباري برامون باشه و روزهاي كودكيت به خوبي و خوشي بگذره ... ايشالا كه روح مامان بزرگ شاد باشه و ديگه تو سال جديد غم نبينيم اينم مهتا بعد از حموم به مناسبت سال نو     اينم لحظه سال نو بدون هفت سين البته چون امسال هفت سين نداشتيم به خاطر مامان بزرگ عزيز       به اينم مي گن كشف حجاب در مملكت اسلامي .......     راستي لباستو خودم دوختما نمي دونم دوست داري يا نه .......... اينم عسل بابا طا و خود بابا طاها     عزيزم دوست داريم هزار تا .....   ...
30 اسفند 1391

23 ماهگيت مبارك مهتا گلي

سلام به مهتاي نازم الان كه دارم برات مي نويسم خوابيدي اونم چه خوابي ...... اول حسابي خراب كاري كردي بعدم لالا        خوب اما برات بگم كه هنوز بوي بينيت خوب نشده و من بسي نگرانم ..... نمي دونم چرا شايد هنوزم يه چيزايي توش هست خلاصه اين كه اذيت مي كني منو امروز چهارشنبه سوريه و به شدت صداي ترقه مي ياد بهتره كه خوابيدي جونم واست بگه فردا سال 91 تموم مي شه و مهتاي من يه ماهه ديگه مي شه دو ساله مامان فداش بشه ... 23 ماهگيتم مبارك باشه .... اين روزا ازت مي پرسم توپول كي هستي ؟ مي گي مامان عسل كي هستي ؟  مي گي بابا طا  امسال تصميم ندارم 7سين بذارم به خاطر مامان بزرگ ......... ايشالا سال بعد برات...
29 اسفند 1391

شيطنت ها كار دستمون داد

 سلام مهتاي نازم امروز خيلي عذاب كشيدي ........ مي دوني چرا چون رفتيم دكتر و آقاي دكتر دو تا مغز تخمه آفتابگردون از تو بينيت درآورد .... اينقدر گريه كردي كه من ديگه ضعف كردم ......... ولي بازم خدا رو شكر كه در اومد ........ نمي دونم چرا هر چي دستت مي ياد مي كني تو بينيت بس كه شيطوني دخمل .......... يه چند روز بود احساس مي كردم يه بوي بد از بينيت مي ياد ... اين بود كه شك كردم و بردمت دكتر ديدمت بعله دختر خانوم شيطون ما شيطنت كرده بازم شكر خدا كه فهميديم و درش آورديم حالا بايد چند روز دارو بخوري تا مشكل بوي بينيت هم رفع بشه قند عسلم .......... الان مي فهمم مامانم و به تبع اون مامان بزرگم چقدر زحمت كشيدن تا ما ها رو بزر...
23 اسفند 1391

چند روز سخت

سلام به مهتاي نازم خوبي مامان فدات بشه ........ هميشه اينجا برات خبراي خوب داشتم اما الان خبر خوبي ندارم ............. جمعه 18 اسفند بهمون خبر دادن كه مامان بزرگ مهربون رفته پيش خدا مهتا جون مامان بزرگ تو رو خيلي دوست داشت . مي گفت هر روز كه از خواب پا ميشه اول از همه عكس تو رو مي بوسه عزيز دلم ......... اين اواخر همش به من مي گفت مهتا رو بيار ببينم منم مي گفتم ايشالا عيد اما نمي دونستم كه ديگه براي مامان بزرگ مهربونم عيدي در كار نيست ............. خدا روحشو قرين رحمت كنه ......... دلم مي خواد هر كي اين پستو مي خونه براي مامان بزرگ مريم فاتحه بخونه ........... اينقدر مهربون و دوست داشتني بود كه الان حتما جاش خوبه مامان بز...
23 اسفند 1391

22 ماهگيت مبارك عسل بابا طا

سلام به مهتاي نازم مبارك باشه خوشگلم ... ديگه كم مونده تا دو سال ماشالا ياد گرفتي مي گي ماشالا اينقدر بامزه كه نگو هر چي هم دايي بهت مي گه عسل دايي هستي مي گي نه عسل بابا طا شيطون رو خيلي بامزه مي گي كلي رنگ ياد گرفتي جمله هاي دو كلمه اي رو مي گي دندون 18 رو هم درآوردي و ماشالا كلي پيشرفت كردي الان كلي چيزاي بانمك مي گي كه نمي شه همشو نوشت ولي صداتو ضبط كردم تا بزرگ كه شدي بشنوي و ببيني چه گوله نمكي بودي مامان فدات بشه . وقتي نماز مي خوني اين شكلي مي شي           ...
7 اسفند 1391
1