مهتا جونمهتا جون، تا این لحظه 7 سال و 10 ماه و 1 روز سن دارد
مهیار جونمهیار جون، تا این لحظه 1 سال و 2 ماه و 16 روز سن دارد

هدیه های آسمانی

سفر به مشهد مقدس

سلام به مهتای نازم  عزیزم امام رضا ما رو طلبید و به همراه مامانی و بابایی و دایی علی و زن دایی و هیوا جون عازم مشهد شدیم ... اونم با چی ..... با قطار سبز به قول هیوا جون ......   اولین بار بود که با قطار می رفتی مسافرت و کلی ذوق داشتی ......  قبل رفتن ببین چه ذوقی داری .....     رفتنمون شب بود ..... بعد از دیدن قطار و ذوق کردن و یکم بازی خوابیدی و صبح نزدیکای رسیدن بیدار شدی  تجربه جدیدی بود برات ......  همش دوست داشتی تو واگن هیوا جون باشی .... می خواستی همش باهاش بازی کنی ..... چند تا عکس از نیایشت تو حرم می ذارم .... ببین مامانی چه چادر قشنگی برات دوخته ... یادت نره مری...
20 آبان 1394

همینطوری یهویی

سلام به مهتای ناز نازی همش به فکر بازی  یه دفعه هوس کردم برات بنویسم .... این بود که سریع اومدم و دست به قلم شدم . ....   خوب واست بگم که این روزا ماه محرم رو پشت سر گذاشتیم و مهتای نازم با من اومد هیئت و برای امام حسین  عزاداری کرد .... تازه تو مهد هم خورشت قیمه نذری درست کردین به صورت کاردستی با سفال البته ...         ایشالا قبول باشه عزیزم .... یادت نره برای مریضا رو دعا کنیا ..........   یه روز هوس کردیم بریم بازار مبل ....... اونجا یه مبل خیلی خیلی گنده بود که به بابا گفتی تو رو بذاره روش منم سریع شکار لحظه کردم و ازت عکس گرفتم .... اون موش موش...
12 آبان 1394
1