سفر به مشهد مقدس
سلام به مهتای نازم
عزیزم امام رضا ما رو طلبید و به همراه مامانی و بابایی و دایی علی و زن دایی و هیوا جون عازم مشهد شدیم ...
اونم با چی ..... با قطار سبز به قول هیوا جون ......
اولین بار بود که با قطار می رفتی مسافرت و کلی ذوق داشتی ...... قبل رفتن ببین چه ذوقی داری .....

رفتنمون شب بود ..... بعد از دیدن قطار و ذوق کردن و یکم بازی خوابیدی و صبح نزدیکای رسیدن بیدار شدی
تجربه جدیدی بود برات ......
همش دوست داشتی تو واگن هیوا جون باشی .... می خواستی همش باهاش بازی کنی .....
چند تا عکس از نیایشت تو حرم می ذارم .... ببین مامانی چه چادر قشنگی برات دوخته ... یادت نره مریض ها
رو دعا کنیا باشه قشنگم .....



چند تا عکس هم از خود حرم برات می ذارم که ببینی چقدر آرامش داره .....



غیر از حرم جاهای دیگه هم رفتیم که عکساشو برات می ذارم .... مثلا آرامگاه فردوسی ...




یه روزم رفتیم آرامگاه نادر شاه افشار که داری تو عکس نگاه می کنی ....

خلاصه اینکه خیلی بهمون خوش گذشت و جای بابا طاها هم حسابی خالی بود . ایشالا دفعه بعد با هم
میریم .... دست بابایی و مامانی هم درد نکنه که زحمت کشیدن و ما رو بردن ....
ایشالا امام رضا دوباره زودی ما رو بطلبه عزیزم ..... زیارتت قبول باشه سیده خانوم
راستی عکسای مهد هم آماده شده ببین چه هندی خانومی شدی واسه خودت ....







خوب عزیزم ایشالا دوباره برات پست می ذارم ...... فقط این روزا خیلی سرفه می کنی که منو به شدت
ناراحت می کنه نازگلم .... از امام رضا خواستم که ایشالا زودی خوب بشی .... آمین ...



سفر به مشهد مقدس
