مهتا جونمهتا جون، تا این لحظه 7 سال و 10 ماه و 1 روز سن دارد
مهیار جونمهیار جون، تا این لحظه 1 سال و 2 ماه و 16 روز سن دارد

هدیه های آسمانی

ورود به پيش دبستاني

سلام به مهتاي ناز نازي من  بالاخره روز موعود فرا رسيد و مهتا جون من وارد مدرسه شد . 17 مهر 95 اولين روز تحصيلي مهتا جون شد و مهتا  وارد دنياي جديدي شد .  اميدوارم كه گل من هر روز موفق تر از ديروز باشه و از زندگيش لذت ببره .... اسم معلمت هست خانم اسماعيلي و البته به قول خودتون بهار جون .... جونم واست بگه كه يكم واست سخته  چون مدام بايد كفش پات باشه و مقنعه رو سرت ولي خوب كم كم عادت مي كني نازگلكم ....      صبح برات اسپند دود كردم و از زير قرآن ردت كردم كه ايشالا هميشه قرآن پشت و پناهت باشه .         اينم از كتابات كه جلدشون كرديم ...
19 مهر 1395

اولین عکس پرسنلی

سلام به مهتای نازم  خوبی ؟ خوشی ؟  امسال برای اولین بار عکس پرسنلی گرفتی که ببری واسه مدرسه ....... ماشالا چقدر بزرگ شدی      به پیشنهاد تو رو قاب موبایل من طراحی کردیم ببین چه خوشگل شده .....     این روزا یه سری چیزهای جدید خریدیم و باهاش بازی کردیم ..... پازل 3 بعدی چوبی و قاب عکس شنی        یه روز با من اومدی سر کار اینم شد نتیجش .... کنجکاوی با میکروسکوپ      رفتیم بوستان آب و آتش و اونجا کلی بازی کردی ....        خوب من برم عزیزم که دیگه دیرم شده ..... ...
6 مهر 1395

افتادن اولین مروارید مهتا گلی

سلام به نازنازی مامان  می دونی چی شد . اولین مرواریدت 4 شهریور افتاد و فرشته مهربون هم به جاش برات یه کادو آورد . مبارکه  ایشالا مرواریدای اصلیت خوشگل و ناز باشن مثل خودت ...    اینم عکس مروارید افتادت      راستی یه روز از طرف مهد با دوستات رفتی سیرک . با اینکه خودمون رفته بودیم ولی خوب با دوستات  یه صفای دیگه داشت مگه نه      و اما چون مامان مریم زده تو خط دسر و این حرفا ، مهتا جون هم یه دسر درست کرده ببینین بگین ماشالا به این دخمل ناز و زرنگ      ایشالا همیشه شاد باشی نازگلکم .....  ...
17 شهريور 1395

آماده شدن براي پيش دبستاني

سلام به عزيز دل مامان و بابا خوبي نازگلكم ......... جونم برات بگه كه اين روزها داري آماده مي شي كه بري پيش دبستاني گلم .... رفتم مدرسه و مانتو و مقنعه گرفتم برات ......... ماشالا ديگه يه پارچه خانوم شدي ... بگين ماشالا      روي مقنعه اسمت رو هم دوختم عزيزم كه يه وقت با مال بقيه بچه ها قاطي نشه .....     ايشالا بري دانشگاه خوشگل مامان ......... واي چه آرزوهايي دارم برات    ببين گاهي چطوري مي خوابي .... بالشو چرا بغل كردي ماماني .....     راستي تو مهد هم كلي كاردستي انجام دادي و هم عكس گرفتي .... همه رو مي ذارم برات كه ببيني عسلم   ...
2 شهريور 1395

سفر به سرزمین رویایی لی لی پوت

سلام به عشق مامان  اول از همه یه خبر مهم بدم ... مهتای من دیگه ماشالا داره مرواریدای اصلی رو در میاره ...اولین و دومین مروارید  اصلی که همون دندون 6 هست دراومده .... عزیزم باید خیلی مواظب مرواریدای جدیدت باشیا .... اینا دیگه جاش دندون درنمیاد ... و اما دندونای جلو هم لق شده و همین روزا هست که مهتا بی دندون بشه  دیگه کم کم داری بزرگ می شی .... از طرفی دوست دارم این روزای شیرین بچگیتو نگه دارم و از طرفی مگه  می شه بزرگ نشی قربونت برم من  خوب یه روز تصمیم گرفتیم بریم به سرزمین رویایی لی لی پوت .... واقعا عالی بود و باید بگم حسابی کیف کردی خوب منم همینو می خواستم دیگه ... که دخمل نازم حسابی کیفور ب...
11 مرداد 1395

دخترم می خواد بره پیش دبستانی

سلام به مهتای نازنینم ... نازگلک مامان  عزیزم دیگه می خوای بری پیش دبستانی .... ماشالا اینقدر بزرگ شدی که باورم نمی شه ... چقدر زود گذشت  قراره بری دبستان منان تو شهرک غرب .... گفتن مهتا باید امتحان بده .... اول گفتن که نقاشی بکشی ... تو هم  یه رنگین کمون خوشگل کشیدی با یه خورشید ناز مثل خودت ... بعد به من گفتن که بیرون منتظر بمونم تا از شما  سوال بپرسن .... دل تو دلم نبود یعنی چی می خوان ازش بپرسن  ؟؟؟ هی با خودم اینو می گفتم .... تا اینکه   گفتن برم داخل .... بهم گفتن ماشالا چه دختری دارین ..... زرنگ باهوش با ادب .... یعنی قند تو دلم آب شد ....  خلاصه اینکه دیگه کم کم داری می ری به ...
30 تير 1395

موهاتو كوتاه كردم !!!

سلام به عزيز دل مامان  مي دوني چي شد ..... علارقم ميل باطنيم و به اصرار بابا موهاتو كوتاه كردم .... واي اينقدر دلم سوخت عزيزم كه نگو .... ولي خوب خودتم راحت شدي .... سخت بود برات نگهداري از اون موهاي ناز .... آخي  ببين اينا رو مي خوام برات يادگاري نگه دارم ....     و اينم اولين عكس با موي كوتاه ....     يه روز رفتيم باغ گياه شناسي .... واقعا طبيعت قشنگي داشت ....                         خلاصه خيلي زيبا بود ... جاي همه خ...
23 ارديبهشت 1395

تولد تولد تولدت مبارک

  سلام به نازگلک من  عزیزم 5 ساله شدی .... مامان قربونت بره الهی ....... الان 5 ساله که ما تو خونه یه گنج داریم ........ گنجی که به شدت عاشقشیم ........ ایشالا که خدا هم مواظب گنج خونه ما باشه .... آمین  امسال تصمیم نداشتم برات تولد بگیرم ولی وقتی دیدم با دیدن فیلم تولد سالهای قبلت چقدر ذوق می کنی دیگه نتونستم مقاومت کنم و برات تولد گرفتم اونم چه تولدی به به .... خیلی بهت خوش گذشت ........ مامانی برات یه لباس خوشگل دوخته بود که توش عین فرشته ها شده بودی و من دلم برات ضعف می رفت .... مخصوصا وقتی رقص چاقو رو خودت انجام دادی فهمیدم که دیگه ماشالا بزرگ شدی ... بگین ماشالا  برای تم تولدت ...
5 ارديبهشت 1395

ایام عید و تعطیلات

سلام به یکی یکدونه خودم  تو عید دو هفته تعطیل بودیم ....... کلی کیف داد ......... حالا برات می نویسم که کجاها رفتیم و چیکار کردیم .   اول از همه رفتیم زنجان ......... اونجا کلی با هستی بازی کردی ...... همش دوست داری یه بچه کنارت باشه و  باهات بازی کنه ........     بعدش رفتیم یه بنای قدیمی تو زنجان به اسم رختشویخانه و بازار سنتی که جالب بودن .           بعد از چند روز برگشتیم تهران و یه روز رفتیم دلفیناریوم برج میلاد .... خیلی جالب بود ... البته از طرف مهد  رفته بودی و در واقع ما به خاطر خودمون رفتیم ...   ...
14 فروردين 1395

سال نو مبارك

سلام به عزيز دل مامان و بابا    خوبي نازگلكم ........ سال نو مبارك ........ ايشالا يه سال خوب و سرشار از خوشي و سلامتي و شادي داشته  باشي ..........  قبل از سال نو مهد گلسا يه جشن خيلي باحال و شاد براتون گرفته بود ..... پدر مادرها رو هم دعوت كرده بودن ... من و بابا اومديم و وقتي تو رو ديديم كه با بچه ها شعر مي خوني كلي ذوق كرديم .... حالا فكر كن روزي كه بري  دانشگاه ديگه چه حالي مي شيم ....  من از راه دور چند تا عكس گرفتم كه برات مي ذارم .... حالا قراره بهمون سي دي بدن واسه يادگاري اون روز        تو اين عكس بالا لباس سبز پوشيدي و مثلا شمالي شدي ... ...
3 فروردين 1395